فهرست بایگانی لالایی

موسیقی و نوا

مرد:سنگ زیر آسیاب

مرد: ترجمان درد

هر چی درده مالِ مرده

بوی کوچه های بارون خورده….بوی کاهگل 

بوی جوهر بوی بوی کاغذ بوی تو

بوی حوض …پای خستم توی آب …بوی تو

بوی نارنج …بوی ترنج ….بوی تو

بوی شیراز …بوی گندم ….بوی تو

بوی تو…. بوی تو… بوی تو

غیرت نمیخواهم

غیرت نمی جویم غیرت نمی بینم…غیر تو ام راه به جایی نیست الهه من

تا چشم کار میکند سکوت/برف سرسام آور بی صدا بی اعتنا/دست در دست هم در آن پهنا /چونان بارشی یکدست / راه کاروان می بست/ امیدی آیا هست!؟/پای کمیت لنگ پا زخمی/ میکشید درشکه را/ روزگار؟ دوره ی سنگ دلی و بد اخمی/کاروان هم آهنگ / نبودش یارای هیچ سنگ/ در آن بی وقت زمان لامکان و راه تنگ/ می رفت راه خویش / بی خیال گرگ های در پیش / گرگها چونان زوزه می کشیدند که هرگز / آه …ه از عوعوهای پریش و دل ریش/کاروان نداشت خان سالار / همرهان به فراخور بدوش میکشیدند بار / ناگاه…..هوا گشت تیره و تار / سوسوی نور نارین آتشی از دور از غار / یکی شد آرا:٬٬می رویم سوی نور٬٬ / در راه/ در راه پر بیراه  / ریشه خشک درخت تکیده / زمستان شیره جانش مکیده / پا دراز کرده بود / در جاده / عمدن/ کاروان ها عاصی از دستش / آن مسافران ما که یکی بود صداشان/نفس هاشان  گرم/بر بد خواهشان بادا شرم / رسیدند نزدیک آن چوب نا هنجار/ چوب لای چرخ / پره ها با چوب در کلنجار / چرخ از جا در آمد و کمیت لنگ کاروان سُرید / دوال و تسمه بارکش برید / در گروه ولوله افتاد و آسیمه سری / یکنفسی به دادشان رسید / با هم بستگی کردند و چرخ مرمت شد / غریو شادیشان لرزه انداخت بر تن سرما / به نور رسیدند و نور شدند

خون بپا کنید…نفرت انگیزید و آتش بیفکنید/کین شعله زبانه کش لهب آمیز/ وین اخگر پر حرارت شر ریز/گیرد دامنتان /سوزد وجودتان/

مجمر آتش فشان خانمان اندازتان آشیان ققنوس باد

لالای لا خون لالای لا خون

دست لرزون چشم گریون

لالای لا خونلالای لا خون

توی میدون بوی گلگون

***

لالای لا گریه و شیون

کوچه هامون پر دیون

لالای لا کاه و مشک آب و گریه تازه

اینا تو رو یاد چی میندازه؟

لالای لا درد و آه و زخمای ناسور

فشار و زور و جور و فحشای ناجور

لالای لالا..لالای لالا..لالای لا

لالای لالا دلم خسته اس ازینجا

پرم بالم شکسته شد همینجا

لالای لالا آتیش زیر خاکستر بیداره

یه روزی بر سر ظالم میباره

پ.ن: این پست به یاد احمد شام لو ست که در ۲مرداد هفتاد ونه  رفت

لالا لالا دلم تنگه …دله دلدار مث سنگه

لالا لالا گل پونه …ایران اینجور نمی مونه

لالا لالا غم نونه؟……..نه! مامان جان دلم خونه دله خونه

لالا لالا بهار نارنج ….ندا خوابه یه جای دنج

لالا لالا احمد رفته….اشک ، صورتم رُفته …..چه جای دنجی م خفته

بلرزونش ….دِ بلرزونش

شونه هاتو وقت گریه

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق فرهاد را همین عشق شیرین به فاک داد

آدم مگر خر مخش گاز گرفته بود سیب سرخ حوا گاز زد و تکیه به تاک داد

گفتند مجنون از غم لیلی تب کرده بود هیه!* چله تابستان بود ز گرما گریبان چاک داد

بیژن به چاه اندر کمی عاقل گشته بود اما چه سود دل را به منیژه دوباره پاک داد

جمعی ملول گشته ، رامین پسره است یا دختره ویس بود هر شب ز هجرش نوای سوزناک داد

کسی شنید بعد پییِس* رومئو ژولیت آنت چه سیلی آبداری به گوش ژاک داد

اکبر و زری عاشق و معشوق هم بُدند یه روز زری به دست اون زیزی ساک داد

سخن کوتاه کنم اینجا و گویم عشق را همین دل صاب مرده به خاک داد

هیه*:آوای مبهم مقامر دوست عزیزم

پییس ، نمایشنامه:piece*

خدا تُنه ته تو دوباله مال من باسی