بوی کوچه های بارون خورده….بوی کاهگل
بوی جوهر بوی بوی کاغذ بوی تو
بوی حوض …پای خستم توی آب …بوی تو
بوی نارنج …بوی ترنج ….بوی تو
بوی شیراز …بوی گندم ….بوی تو
بوی تو…. بوی تو… بوی تو
بوی کوچه های بارون خورده….بوی کاهگل
بوی جوهر بوی بوی کاغذ بوی تو
بوی حوض …پای خستم توی آب …بوی تو
بوی نارنج …بوی ترنج ….بوی تو
بوی شیراز …بوی گندم ….بوی تو
بوی تو…. بوی تو… بوی تو
غیرت نمیخواهم
غیرت نمی جویم غیرت نمی بینم…غیر تو ام راه به جایی نیست الهه من
پ.ن: این پست به یاد احمد شام لو ست که در ۲مرداد هفتاد ونه رفت
لالا لالا دلم تنگه …دله دلدار مث سنگه
لالا لالا گل پونه …ایران اینجور نمی مونه
لالا لالا غم نونه؟……..نه! مامان جان دلم خونه دله خونه
لالا لالا بهار نارنج ….ندا خوابه یه جای دنج
لالا لالا احمد رفته….اشک ، صورتم رُفته …..چه جای دنجی م خفته
:هزار ایران خواند در رمضان برای ایران ربنا
خدایا به ما صبر عطا کن ما را در جهت رسیدن به اهداف مان ثابت قدم کن ما را بر قوم کافر(ظالم) پیروز کن ۰
پ+ن: خدا به همه مون صبر بده۰

دلش هوس یه بوسه ناب کرده بود بیشتر بخوانید »
ـ صدای پخش ماشین ، شاهکار: یه جورایی خیلی میخوامت نازنین حالیته۰۰۰
ـ حالیته!؟
ـ تو چی؟ چی؟
ـ جواب منو بده…حالیته !؟
ـ حالیم شد۰
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق — فرهاد را همین عشق شیرین به فاک داد
آدم مگر خر مخش گاز گرفته بود — سیب سرخ حوا گاز زد و تکیه به تاک داد
گفتند مجنون از غم لیلی تب کرده بود — هیه!* چله تابستان بود ز گرما گریبان چاک داد
بیژن به چاه اندر کمی عاقل گشته بود — اما چه سود …دل را به منیژه دوباره پاک داد
جمعی ملول گشته ، رامین پسره است یا دختره — ویس بود هر شب ز هجرش نوای سوزناک داد
کسی شنید بعد پییِس* رومئو ژولیت — آنت چه سیلی آبداری به گوش ژاک داد
اکبر و زری عاشق و معشوق هم بُدند — یه روز زری به دست اون زیزی ساک داد
سخن کوتاه کنم اینجا و گویم — عشق را همین دل صاب مرده به خاک داد
هیه*:آوای مبهم مقامر دوست عزیزم
پییس ، نمایشنامه:piece*
دستم به دامنت یکی بخر/ قیمتی ندارد یکی ببر/دستم سبک است نیتی کن بردار/…../هفت روزی به رواق حافظ دخیل بسته ام/دیگر خسته ام/فال پشت فال/نمانده مرا قیل و قال/گره از کلاف سردرگمم مگر گشود/تا اینکه -ید بیضاش مستدام-/ پرم داد ز دام
به چشم به هم زدنی/شش ماه/رَست از زمین /خشخاش/تیغ کشید به صورتش تیز/می چکید از رخش اشک/خون نیز/خونش سپید /اشکش که دید/بکارتش درید!؟؟/افیون نام نهاد مادرش خشخاش/باری…/ازدور ناظر آن کشت آن زایش بُدم
وقفه ای بود میان دو سفر در راه/اتراق/تشنگان گشتند دنبال چاه/آب بودش آیا؟/ آری لیک/کاروان سالار میدانست نیک/هسته است او/خسته است او/هر چه باشد شکسته نیست او/بنوشید نوشین گوارا آب/رو به کاروان گفت سالارش