فهرست بایگانی اثیری

بین مرگ و زندگی پا در هوا

نکیر منکر به گذرنامه کردان گیر سه پیچ دادن الا و للا تقلبی ئه

نمی دونست کجاست! خوب میدونست کافکا نیست اما سوسک هست یا شاید توهم سوسک بودن زده بود سرش تو هیس و بیس این تخیل بود که شاید کافکا باشد یا شاید هم اورسن ولز که یه دمپایی همراه با افکت جیغ و ویغ خورد تو سرش۰

خواب …یه مرحله از بی خوابی گذشت…رفت گرفت خوابید یا شاید فک میکرد که خوابیده اصن کجا بود ؟ کی بود؟ چی بود؟ هیچ درکی از خودش نداشت فراز کوهی بلند دستی بی اعتنا هلش داد خیلی سبکتر از قبل رها تر از لبه پرتگاه فرو افتاد بی وزنی افتاد به جونش رفت و رفت رسید به دریا موج دریا بوسه ای از لبانش گرفت و در آغوشش غرق کرد۰