بایگانی روزانه: جولای 15th, 2009

نمی دونست کجاست! خوب میدونست کافکا نیست اما سوسک هست یا شاید توهم سوسک بودن زده بود سرش تو هیس و بیس این تخیل بود که شاید کافکا باشد یا شاید هم اورسن ولز که یه دمپایی همراه با افکت جیغ و ویغ خورد تو سرش۰

دلش هوس یه بوسه ناب کرده بود بیشتر بخوانید »

ـ امیلی: دیشب یه جن دیدم از بس زشت بود از هر چی جن بود افتادم دیگه۰

ـ آنیتا: جدي! من هم شب ۱۶دسامبر بود یه جن هیز و پر رو دیدم زدمش۰

پ.ن: امیلی و آنیتا هر دو جن گیر هستند۰