بایگانی روزانه: جولای 8th, 2009

ـ لوکیشن:جیگرکی سر پل/روز /داخلی

ـ دکوپاژ: لانگ شان با لایت متوسط روی تابلوی جیگرکی کامرا میره داخل بعد کلوزآپ اکتورها

نور؟ رفت دوربین؟ میچرخه صدا ؟ رفت…..حرکت

ـ عاشق: چی میخوری؟

ـ معشوق: جیگر

ـ ع:جیگرتو

ـ م: لوس نکن خودتو بده جولو در و همسایه

ـ ع: اکبر جون دو سیخ جیگر چار سیخ دلبا نون اضافه

ـ م: نون اضافه!؟

ـ آره خب. دل خالی دل آدمو میزنه. بی نون دل جون نداره۰

ـ خب چطوری؟

ـ میبینمت کهیر میزنم۰

:O

ـ نمی بینمت کهیر می زنمصحبتت میشه کهیر میزنمدلم تنگت میشه کهیر میزنممیخوام ماچت کنم کهیر میزنم۰

ـ با کهیرت خوش باش۰

ـ صدای پخش ماشین ، شاهکار: یه جورایی خیلی میخوامت نازنین حالیته۰۰۰

ـ حالیته!؟

ـ تو چی؟ چی؟

ـ جواب منو بدهحالیته !؟

ـ حالیم شد۰

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق فرهاد را همین عشق شیرین به فاک داد

آدم مگر خر مخش گاز گرفته بود سیب سرخ حوا گاز زد و تکیه به تاک داد

گفتند مجنون از غم لیلی تب کرده بود هیه!* چله تابستان بود ز گرما گریبان چاک داد

بیژن به چاه اندر کمی عاقل گشته بود اما چه سود دل را به منیژه دوباره پاک داد

جمعی ملول گشته ، رامین پسره است یا دختره ویس بود هر شب ز هجرش نوای سوزناک داد

کسی شنید بعد پییِس* رومئو ژولیت آنت چه سیلی آبداری به گوش ژاک داد

اکبر و زری عاشق و معشوق هم بُدند یه روز زری به دست اون زیزی ساک داد

سخن کوتاه کنم اینجا و گویم عشق را همین دل صاب مرده به خاک داد

هیه*:آوای مبهم مقامر دوست عزیزم

پییس ، نمایشنامه:piece*