بایگانی روزانه: جولای 3rd, 2009

دستم به دامنت یکی بخر/ قیمتی ندارد یکی ببر/دستم سبک است نیتی کن بردار/…../هفت روزی به رواق حافظ دخیل بسته ام/دیگر خسته ام/فال پشت فال/نمانده مرا قیل و قال/گره از کلاف سردرگمم مگر گشود/تا اینکه -ید بیضاش مستدام-/ پرم داد ز دام

به چشم به هم زدنی/شش ماه/رَست از زمین /خشخاش/تیغ کشید به صورتش تیز/می چکید از رخش اشک/خون نیز/خونش سپید /اشکش که دید/بکارتش درید!؟؟/افیون نام نهاد مادرش خشخاش/باری…/ازدور ناظر آن کشت آن زایش بُدم

وقفه ای بود میان دو سفر در راه/اتراق/تشنگان گشتند دنبال چاه/آب بودش آیا؟/ آری لیک/کاروان سالار میدانست نیک/هسته است او/خسته است او/هر چه باشد شکسته نیست او/بنوشید نوشین گوارا آب/رو به کاروان گفت سالارش